X
تبلیغات
کامران و هومن .

بگــــذار ببــــوسمَـتـــــــــــ

نگـــــــــــــــــران نَبـاش !

کســـی ما را نمی بینَــــــــــد ...

این شعــــرها هـمــــــــــه...

سانســـــور می شــونـــــــد!



نویسنده : نگار
بیست تمپ

ضبط میکنــم تمــام حــرف هــایــت را

نــَ بــرای روزهای بی تـو بـودن

صدایتـــ آنقدر ارامــم میکـند

کــِ یـادم میـرود بایـد نفس بکشــم ...



نویسنده : نگار
بیست تمپ
خوُـش به حالتــــ حــوا

خــــوُدتـــ بودـی وُآدمــــتـ و

گرنه آدم توُ هم هوایـی میشُد!


نویسنده : نگار
بیست تمپ
میان عاشقـــانه هایم قـــدم نزن

این جـــا این نوشـــته ها ، آنـــقــــدر بارانی انـــد


که می ترســم تمــــام لحظه هایت خیــس شونـــد...!


نویسنده : نگار
بیست تمپ
ماهيان از تلاطم دريا به خدا شكايت كردند

و چون دريا آرام گرفت خود را اسير تور صيادان يافتند.


تلاطمهاي زندگي حكمتي از خداوند است پس از خدا بخواهيم ،

دلمان آرام باشد نه درياي دوروبرمان.


نویسنده : نگار
بیست تمپ

 فقــط باش ...
همیـن قــدر دور ...!

همينـ قـَدر دستــ نیـافتَـنی ...!


دوستت دارم


نویسنده : نگار
بیست تمپ
درباره سایت
تصویر وبلاگ

اگه کامران رو دوست داری حاضری جون فداش کنی

حاضری دنیا رو بدی فقط یه بار نگاش کنی

_____________________

گاهی فکر می کنم زندگی یک پل است. یک پل بین تولد و ابدیت .....
در برابر دیار ناشناخته ی قبل از تولد و دنیای نا مفهوم و تاریک مرگ همه ی هستی؛ زندگی قابل لمس ما آدمها تنها یک لحظه است. برای یک لحظه روی پل زندگی قرار می گیریم؛ بازی می کنیم, می خندیم شیطنت می کنیم, عاشق می شویم... شکست می خوریم, پیروز می شویم؛ و بعد غم در دامانمان می نشیند... و سر انجام پیر و خمیده؛ با کوله باری از آرزوهای فرو ريخته از پل می گذریم و در ابدیت محو می شویم....

Negar201@Gmail.com

آرشیو سایت
امکانات